يحيى السهروردي

26

رسالة هياكل النور ( فارسي )

مورد ستيزه‌گرىاش با فلسفه نشده‌اند ومثلا آن چنان كه خواجة طوسي در مقام ردّ تشكيكات واعتراضات امام فخر بر فلاسفه آمده ، در مقام ردّ بر غزالى برنيامده‌اند ومثل اين كه مخالفتش را با نظام‌هاى فلسفي به روى خود نياوردند وحتّى در تلو آثار خود نيز چنان كه بايد به ردّ نظريات أو اهتمام نداشته‌اند » « 1 » . 23 - 1 . حتّى هانرى كربن هم ، به رغم آن كه بر تداوم واستمرار فلسفهء إيراني به واسطهء ظهور وحضور شيخ اشراق ومكتب فلسفىاش صحه گذاشته وبا تلاشى كم نظير ، تاريخ اين استمرار را برنموده وبه رشتهء تحرير در آورده ، به رويارويى سهروردى با غزالى كمتر اشاره‌اى دارد . حال آن كه ، به زعم اين نگارنده ، براي در محك آزمون نهادن اين مسأله ، شواهد ومستندات كافى وجود دارد ؛ البتة مشروط بر اين كه در شرح وبازنمود اين رويارويى ، از تاريخ كشاكش‌هاى فكرى جامعهء إيراني در نخستين سده‌هاى اسلامى ، چشم‌انداز روشنى پيش رو داشته باشيم تا در پرتو اين چشم‌انداز وبا توجه به آن زير متن تاريخي / فرهنگى ، مداقّه در چند وچون وچگونگى رويارويى سهروردى با غزالى ، براىمان ميسّر باشد .

--> ( 1 ) . محمّد خوانسارى ، « موقف غزالى در برابر فلسفه ومنطق » ، معارف ، سال اوّل ، شمارهء 3 ، تهران ، آذر - اسفند 1363 ش ، ص 18 ؛ نيز نك : نجيب مايل هروى ؛ مقدّمهء تصحيح رشف النصائح الايمانية ، پيشين ، صص 23 ، 35 ( پىنوشت شمارهء 60 ) .